راه اندازی واحد توپ
خانه سپاه، از
عملیات ها'>
عملیات های بزرگ طریق القدس و فتح المبین شروع شده بود. بعضی از یگان ها در غرب و جنوب کشور، توپ هایی را به دست آورده و آن ها را
عملیاتی کرده بودند. حتی تعدادی از توپ هایی که در
عملیات فتح المبین از عراق غنیمت گرفته شد، در همان
عملیات،
عملیاتی شده و به شکل آتشبار به کار گرفته شدند. همچنین، بچه های آبادان توپ هایی داشتند که از زمان
عملیات ثامن الائمه (ع) گرفته بودند.
آن ها در آبادان، در یک مدرسه آموزش می دادند و تمرین می کردند. برادران سپاه
خرمشهر به فرماندهی حسن سواریان، آتش باری داشتند که آن را در قسمت شرقی
خرمشهر، مستقر و
عملیاتی کرده بودند.
در آن قسمت از
خرمشهر که دشمن آن را اشغال نکرده بود، بچه ها خطی داشتند و در نخلستان های آنجا، توپ مستقر کرده بودند. من آن توپ ها را دیده بودم.
در جبهه غرب و در سر پل ذهاب هم بچه ها با هماهنگی ارتش، از یگان های توپ
خانه ارتش استفاده می کردند. آتش باری را از ارتش تحویل گرفته و نیروهایشان را مستقر کرده بودند. ارتش فقط یک نماینده داشت که توپ ها تحویل او بود و بقیه کارها را بچه های سپاه انجام می دادند. بچه های سپاه در آنجا دیدبانی داشتند و آتش بار راه انداخته بودند.
سازمان دهی واحد (مرکزیت) توپخانه سپاه ما وقتی می گوییم تشکیل توپ
خانه، منظورمان تشکیل مرکزیت توپ
خانه است که تحت عنوان مرکز توپ
خانه و بعداً هم فرماندهی توپ
خانه نامیده شد والا اینکه توپ
خانه به معنای قبضه ها یا آتش بارهایی برای شلیک باشد، از اواسط سال ۱۳۶۰، یعنی از
عملیات ها'>
عملیات های ثامن الائمه و طریق القدس، علی الخصوص
عملیات فتح المبین شکل گرفته بود.
چند ماه پیش از
عملیات بیت المقدس، توپ
خانه هایی در سپاه راه اندازی شده و تیراندازی می کردند، ولی ما می خواستیم مرکز توپ
خانه را راه اندازی کنیم که بتواند کل توپ
خانه سپاه را از نظر تخصصی و
عملیاتی هدایت کند.
همه توپ هایی که از دشمن غنیمت گرفته شد، هنوز
عملیاتی نشده بود. بخشی از آن ها
عملیاتی شده بود و بخشی از آن ها اصلاً دست ارتش افتاده بود. تعدادی هم در دست یگان های سپاه بود که آن ها را مخفی کرده بودند، اصلاً جای آن ها مشخص نبود.
وضعیت توپ
خانه تا آن موقع این شکلی بود. کم کم همه توپ ها باید
عملیاتی می شدند؛ مثلاً برای
عملیات رمضان، بخش زیادی از توپ ها سازمان دهی شد.
به هرحال، تشکیل مرکز توپ
خانه سپاه، یک مرکز تخصصی، اداری، پشتیبانی و
عملیاتی بود که ابعاد مختلفی داشت و می خواست کل توپ
خانه سپاه را سازمان دهی و پشتیبانی و در
عملیات ها'>
عملیات ها هدایت کند.
بخشی از توپ ها در لشکرها و بخشی هم مستقل بودند که باید سازمان دهی می شدند و واحدهای مستقل تشکیل می دادیم.
خب ما با آقای حسن شفیع زاده و حسن طهرانی مقدم و محمد آقایی و حسین زاهدی جلساتی داشتیم و در مورد اینکه سازمان و ساختار و ستاد مرکز توپ
خانه چگونه باید باشد، صحبت می کردیم.
وقتی در مدرسه پوپک جمع شدیم، در آنجا نشستیم و بحث کردیم که ساختار مرکز توپ
خانه را چطور طرح ریزی کنیم، چه واحدهایی داشته باشد، چه کارهایی انجام بدهد و چطوری نیرو جذب کنیم و از این حرف ها.
نقش مؤثر شفیع زاده و طهرانی مقدم در راه اندازی توپخانه سپاه هر فردی ویژگی ها و قابلیت های خود را دارد. آقای طهرانی مقدم اصلاً حوصله پیگیری و دنبال کردن کاری را نداشت. معمولاً کارهای ریز و خسته کننده را که نیاز به پشتکار و صبر و تحمل داشتند، آقای طهرانی مقدم پیگیری نمی کرد. در مورد انجام کارها عجله داشت، ولی آقای شفیع زاده، آدم با حوصله ای بود، پشتکار داشت و صبر می کرد.
تقریباً می شود گفت آقای شفیع زاده در بعد سازمان دهی و مدیریت و دنبال کردن کارهای اداری و پشتیبانی با حوصله تر از آقای طهرانی مقدم بود.
آقای طهرانی مقدم بیشتر کارش رهبری کردن بود تا ماندن و مدیریت کردن؛ لذا کارهای سازمان دهی و اداره کردن را به آقای شفیع زاده محول کرده بود و بیشتر ایده پردازی ها را دنبال می کرد.
طهرانی مقدم دنبال بحث هایی بود که توپ
خانه به کدام سمت برود و چه کار بکند.
منبع:
چهارباغی، محمود، حکمتیان، امیرمحمد، تاریخ شفاهی
دفاع مقدس: توپ
خانه سپاه پاسداران: روایت یعقوب زهدی، جلد اول، سپاه پاسداران
انقلاب اسلامی: مرکز
اسناد و تحقیقات
دفاع مقدس، تهران ۱۴۰۲، صص ۱۶۵، ۱۶۶، ۱۶۷، ۱۶۹، ۱۷۰، ۱۷۳